خبرگزاری حوزه | جنگ ادامه دارد، این را همه میدانیم. اما مسئله اصلی در این ۸۰ روز نبرد، چیزی فراتر از خطهای مقدم و آمار موشکها و پهپادهاست. یک آیه قرآن در این مدت برای من تبدیل به کلید فهم ماجرا شده: «إِن تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یَرْجُونَ» (نساء. ۱۰۴). درست در دل همین آیه، یک تفاوت راهبردی نهفته که شاید بشود گفت رمز پایداری ما در این نبرد فرسایشی است.
ما در این ۸۰ روز زیر بمباران بودیم و سالها تحت تحریم و جنگ روانی این مستکبران، آنها هم در تلآویو و حیفا و پایگاههای منطقهشان ضربههای مهلکی خوردند. اما تفاوت کجاست؟ در «امید».
آنها به چه امید دارند؟ به قدرت نظامی، به پشتیبانی آمریکا، به گنبد آهنین، به محاسبات مادی. منابع بینالمللی بودجه دفاعی آمریکا را حدود ۸۳۰۰ میلیارد دلار و اسرائیل را ۳۴.۶ میلیارد دلار برآورد میکنند، در حالی که بودجه دفاعی ایران حدود ۹۲ میلیارد دلار است. روزنامه ترینیداد اکسپرس هم نوشته بود بودجه نظامی ایران روی هم رفته ۴۶ میلیارد دلار است در برابر حدود هزار میلیارد دلارِ آمریکا و اسرائیل. اینها امیدهای مادی است؛ محکم به نظر میرسند اما این امیدها، امیدهایی شکننده است. یک موشک هایپرسونیک که از گنبد آهنین عبور میکند، یک پایگاه که زیر آتش میرود، یک فروند جنگنده که ساقط میشود یا یک متحد که پشتشان را خالی میکند... و همه آن امیدها فرو میریزد.
اما «امید به خدا» جنس دیگری دارد. این امید وابسته به تعداد موشکها نیست، وابسته به یک توکل تاریخی است که ۴۷ سال تحریم را از ۴۰ روز بمباران کماثرتر کرده. شما نگاه کنید: بودجه نظامی ما یک درصد بودجه آنهاست، اما ۷۰ روز است ایستادهایم. این را نمیشود با منطق مادی توضیح داد.
بعثت: وقتی مردم برمیخیزند
رهبر شهیدمان یک تعبیر داشتند: «خدا این مردم را مبعوث خواهد کرد». بعثت فقط برای پیامبران نیست. در سوره اسراء میخوانیم که وقتی فساد به اوج میرسد، خدا «عِباداً لَنا» برمیانگیزاند. بندگانی با «بأس شدید». این آیه دارد از ما حرف میزند. از ملتی که در این ۷۰ روز، برخلاف پیشبینی تمام اتاقهای فکر غربی، نه تنها فرو نپاشید بلکه منسجمتر شد. امیرالمؤمنین (ع) هم در حکمت ۳۱۴ نهجالبلاغه، رمز این ایستادگی را اینطور میگوید: «رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ، فَإِنَّ الشَّرَّ لَا یَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّرُّ»؛ سنگ را از همانجا که آمده برگردانید، که شر جز با دفع شر از بین نمیرود. این یعنی مقاومت یک انتخاب نیست، یک تکلیف است.
برایش مثال داریم: در همین جنگ، ۶۳۰ هزار ایرانی مقیم خارج برگشتند برای دفاع. این یک آمار نیست، یک نشانه از همان «بعثت» است. آدمی که سالها خارج زندگی کرده، برمیگردد تا در کنار هموطنانش بایستد. این اتفاق را با کدام تحلیل مادی میشود فهمید؟
چرا دشمن نمیتواند این امید را بفهمد؟
مشکل آنها این است که «امید به خدا» را در معادلاتشان وارد نمیکنند. برای همین است که محاسباتشان غلط از آب درمیآید. آنها فکر میکردند با حمله به تهران و زیرساختها، مردم از نظام جدا میشوند. اما برعکس، همان حمله تبدیل شد به عامل انسجام.
ارتشبد بونیفاس پررا، تحلیلگر نظامی با ۳۶ سال سابقه، در دیلی میرور سریلانکا نوشته: «فناوری پیشرفته نظامی میتواند حمله کند، اما جغرافیا و انگیزه انسانی تعیین میکند چه کسی زنده میماند.» و روحیه نیروهای ایرانی را «بسیار بالا» و از جنس «دفاع وجودی» توصیف کرده.
این یعنی آنها یک متغیر اصلی را در معادله جا انداختهاند: «یدالله مع الجماعة» و «تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یَرْجُونَ».
جنگ هنوز تمام نشده. تحریمها هست، تهدیدها هست، رنج هست. اما یک چیز هست که آنها ندارند: آن امیدی که از خدا میآید. و تا وقتی این امید زنده است، مقاومت زنده است.
حمزه امیری











نظر شما